تبليغاتX
کلبه تنهایی......

کلبه تنهایی......
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

 

 

بیا ببین عزیز جون....

خیلی دلم شکسته

((ببخشید بچه ها کم نت میام واسه همین دیر جواب نظرها رو میدم))

راستی نظراتو تایید نمیکنم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 17:46 ] [ فرزاد همتی ]

 

 

حالا قدرتونو میدونم....

تقدیم به تمام همکلاسی های عزیزم که حالا هرکدومشون جایین......

....
يك...
دو....
سه....
چندين و چند
...هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد
من اين ستاره هاي خيالي را
كه از سقف اتاقم
تا بينهايت خاطرات شما جاري است
....
يادش بخير
وقتي بودين
نيازي به شمردن ستاره ها نبود
اصلا يادم نيست
ستاره اي بود يا نبود
هر چه بود شيرين بود
حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.....

گويند همه خوابند ، کسي را به کسي نيست

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 19:5 ] [ فرزاد همتی ]

 

 

فقط به خاطر....

برو ببین البته....


ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 18:34 ] [ فرزاد همتی ]

 

 

خداحافظ دوستای گلم

سلام به همه ی دوستای عزیزم

امیدوارم شاد شاد باشید باید بهتون بگم  ما هم رفتیم دیگه... بماند به چه دلیل....

یه جورایی به خاطر یه نفر ..............

هر خوبی بدی دیدید حلال کنید

دلم واستون تنگ میشه  باور کنین خیلی سخته ولی چاره ندارم...

به احترام همتون یه شعر گذاشتم برید ببینید خیلی قشنگه

نظر هم فرامش نشه

مارو هم دعا کنید

بدرود

(ما که رفتیم ولی شما بمونیدو مواظب هم باشید )

راستی ببخشید لینکاتونو پاک کردم

همتون رو به خدا میسپارم دوستای نازنینم


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ] [ 13:58 ] [ فرزاد همتی ]

 

با هم به دختر ها بخندیم

 

با سلام خدمت همه ی دوستای گلم

امیدوارم که بهتوون خوش بگذره

خوب بگذریم

البته باید  بگم تو این پست من قصد توهین به هیچ گل دختری رو ندارم هاااااا ولی لجولج بازی شد که این........

دیگه زیاد حرف نمیزنم خودتون برین ببینید خیلی با حاله به خدا خودم خیلی حال کردم

راستی یه چیزایی داشت یادم میرفت همشو تا اخر بخونید نظر هم فراموش نشه

همتوون رو میبوسم

بابا دخترا ناراحت نشین فقط شوخیه حالا بی جنبه ها نیان تو 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 13:22 ] [ فرزاد همتی ]

 

تقدیم به هم کلاسی های عزیزم

بچه های سوم کامپیوتر

دلتنگی آمده تا بگوید به یادتان هستم

اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستتان دارم

حس و حال مرا خودتان میدانین ، آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را  خودتان میدانین

شما خودتان میدانین چقدر برایم عزیزین ،  

خودتان میدانین و اینگونه مثل من به عشق دیدنم مینشینین

در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردین به چشمانم

وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس میگیرد این قلب خسته ام

وقتی فکر میکنم به شما را داشتن،با خود میگویم ای کاش که زودتر شما را داشتم

شما مرواریدی هستین پنهان در اعماق قلب زندگی ام

که زیبا کردی با حضورتان زندگی مرا ،

عاشقانه کرده این صحنه بی پایان لحظه های شما را داشتن را

دلتنگی آمده تا بگوید همیشه در قلب منین

عشق شما در دلم غوغا کرده تا بگویم تا ابد مال منین

ناز نگاه شما، هنوز برق نگاه زیبایتان نرفته از روبروی چشمهایم

هنوز گرمی دستهایتان ،گرم نگه داشته دستهایم را

هنوز احساس میکنم در کنارمین با اینکه شما آنجا مثل من به انتظار آمدن دوباره منین!

نفسهایم آمده تا بگوید به عشق شما است که زنده ام

احساسم آمده تا بگوید به عشق شما است که این شعر عاشقانه را برایتان  نوشته ام...

     تقدیم به شما دوستای خوبم

[ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ] [ 18:1 ] [ فرزاد همتی ]

 

هنوز مرا دوست داری؟  

هر زمان که بخواهی از کنارت خواهم رفت

تا بفهمی چه باشم چه نباشم ، عاشقم

هر کجا باشم در قلبم خواهی ماند و به عشق تو،

با یاد تو، با عکسهای تو، با مهری که از تو در دلم جا مانده زنده خواهم ماند

تا زمانی که نفس میکشی ، نفس میکشم به عشق نفسهایت

که هر نفس آرامش من است ، هر نفس امیدی برای زندگی عاشقانه ی من است

وقتی نیستی گرچه سخت است سرکردن با اشکهایی که میرزد از چشمانم

اما این عشق تو است که به من شوق اشک ریختن را ،

شوق غم و غصه لحظه های دور از تو بودن ، شوق دلتنگی و انتظار را میدهد

این عشق تو است که به من فرصتی دوباره میدهد

میترسم ، میترسم ، میترسم ! یک سوال در دلم مانده که میترسم از تو بپرسم!

میخواستم بپرسم که :

عزیزم هنوز مرا دوست داری؟ 

    

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:22 ] [ فرزاد همتی ]

مادر

آسمان را گفتم:می توانی آیا!
بهر یک لحظه خیلی کوتاه روح مادر گردی؟
صاحب رفعت دیگر گردی؟

گفت نی ،نی هرگز!!!
من برای این کار:

کهکشان کم دارم،نوریان کم دارم، مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم.

خاک را پرسیدم می توانی آیا!
دل مادر گردی؟آسمان شوی و خرمن اختر گردی؟

گفت نی ،نی هرگز!!!
من برای این کار:

بوستان کم دارم،در دلم گنج نهان کم دارم.

این جهان را گفتم ،هستی ومکان را گفتم،می توانی آیا!
لفظ مادر گردی؟همه رفعت را، همه عزت را ،همه شوکت رابهر یک ثانیه بستر گردی؟

گفت نی،نی هرگز!!!
من برای این کار:

آسمان کم دارم،اختران کم دارم،رفعت وشوکت وشان کم دارم،عزت ونام ونشان کم دارم.

آنجهان را گفتم می توانی آیا!
لحظه ای دامن مادرباشی؟مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی؟

گفت نی،نی هرگز!!!
من برای این کار:

باغ رنگین جنان کم دارم،آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم.

روی کردم با بحر گفتم او را آیا!
می شوداینکه به یک لحظه  خیلی کوتاه پای تاسر همه مادر گردی؟
عشق را موج شوی،مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی؟

گفت نی،نی هرگز!!!
من برای این کار:

بیکران بودن را،بیکران کم دارم ناقص و محدودم بهر این کار بزرگ قطره ای بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم

صبحدم را گفتم می توانی آیا!
لب مادر گردی؟عسل وقندبریزد از تو،لحظهء حرف زدن جان شوی،عشق شوی،مهر شوی،زرگردی؟

گفت نی،نی هرگز!!!

گل لبخندکه روید زلبان مادر به بهار دگری نتوان یافت؛
در بهشت دگری نتوان جست،من از آن آب حیات،من از آن لذت جان که بود خندهء او چشمهء آن
من از آن محرومم،خندهء من خالیست زان سپیده که دمد از افق خندء او
خندهء او روح است،خندهء او جان است،جان روزم من اگر،لذت جان کم دارم روح نورم من اگر،
روح وروان کم دارم

کردم از علم سوال می توانی آیا!
معنی مادر را بهر من شرح دهی؟

گفت نی،نی هرگز!!!
من برای این کار:

منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم،قدرت شرح وبیان کم دارم

در پی عشق شدم تادر آئینه او چهرء مادربینم
دیدم او مادر بود،دیدم او در تن گل
دیدم او در دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او در پرش نبض سحر،دیدم او در لحظهء روئیدن باغ
از دل سبزترین فصل بهار،لحظه پر زدن پروانه
در چمنزار دل انگیزترین زیبایی بلکه او در همهء زیبایی
بلکه اودرهمهء عالم خوبی،همهء رعنایی

همه جا پیدا بود.
همه جا پیدا بود.

http://www.fun.vatanfa.com/1dl/mother.jpg

       مادر یعنی:
                                     م:متانت
                                                   ا:ارادت
                                                                    د:درایت
                                                                                     
ر:رویایی شیرین

مامانم دوست دارم تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

encontrar bellas dibujos de hermosas flores

تقدیم به تمام مادران دنیا

[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 18:48 ] [ فرزاد همتی ]

 

حضرت آدم

آدم

نامت چه بود ؟ آدم

 

فرزند كي ؟ من را نيست نه مادري و نه پدري بنويس اولين يتيم عالم خلقت

 

محل تولد ؟ بهشت پاك

 

اينك محل سكونتت ؟ زمين خاك

 

آن چيست بر گرده نهادي ؟ امانت است

 

قدت ؟ روزي چنان بلند كه همسايه خدا اما اينك به قدر سايه بختم روي خاك

 

اعضاي خانواده ؟ حواي خوب و پاك ، قابيل وحشتناك ، هابيل زير خاك

 

روز تولد ؟ در جمعه اي به گمانم روز عشق

 

رنگت ؟ اينك فقط سياه ز شرم چنان گناه

 

جنست ؟ نيمي مرا ز خاك نيم دگر خدا

 

شغلت ؟ در كار كشت اميد بر روي خاك

 

شاكي تو ؟ خدا

 

نام وكيل ؟ آن هم فقط خدا

 

جرمت ؟ يك سيب از درخت وسوسه

 

تنها همين ؟ همين و بس

 

حكمت ؟ تبعيد در زمين

 

همدمت در گناه ؟ حواي آشنا

 

ترسيده اي ؟ كمي

 

زچه ؟ كه شوم من اسير خاك

 

آيا كسي به ملاقاتت آمده ؟ بلي

 

چه كس ؟ گاهي فقط خدا

 

داري گله اي ؟ گله نه ولي ......

 

ولي چه ؟ حكمي چنين آن هم براي يك گناه ؟

 

دلتنگ گشته اي ؟ زياد

 

براي كه ؟ فقط خدا

 

آورده اي سند ؟ بلي

 

چه ؟ دو قطره اشك

 

داري تو ضامني ؟ بلي

 

چه كس ؟ تنها خدا

 

در آخرين دفاع ؟

 

                 مي خوانمش چنان كه اجابت كند دعا

[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 23:46 ] [ فرزاد همتی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

یخ زدم از تنهایی

شناسنامه زندگی

نام:رنج

شهرت:اواره

نام پدر:مشقت

نام مادر:سلطان غم

نام همسر:گر یه

تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ

شماره شناسنامه:نامعلوم

محل صدور:دنیای فراموش شدگان

گروه خونی:نفت سیاه

مدرسه : زندان

وطنم : غربت

محل سکونت:شهر مکافات

شغل:ولگردی

محل کار:شرکت نا امیدی

جرم:به دنیا امدن

محکومیت:زندگی کردن

هدف:دنیای اخرت

ادرس:خیابان بدبختی
چهارراه تنهایی
کوچه دربدری
بلوک بی نهایت...

امضا : سوختگان عشق


یادمان باشد سر سجاده عشق؛
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطر مان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی
امکانات وب