|
کلبه تنهایی...... | ||
|
خیلی دلم شکسته
ادامه مطلب [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 17:46 ] [ فرزاد همتی ]
....
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 19:5 ] [ فرزاد همتی ]
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 18:34 ] [ فرزاد همتی ]
خداحافظ دوستای گلم
سلام به همه ی دوستای عزیزم امیدوارم شاد شاد باشید باید بهتون بگم ما هم رفتیم دیگه... بماند به چه دلیل.... یه جورایی به خاطر یه نفر .............. هر خوبی بدی دیدید حلال کنید دلم واستون تنگ میشه باور کنین خیلی سخته ولی چاره ندارم... به احترام همتون یه شعر گذاشتم برید ببینید خیلی قشنگه نظر هم فرامش نشه مارو هم دعا کنید بدرود (ما که رفتیم ولی شما بمونیدو مواظب هم باشید راستی ببخشید لینکاتونو پاک کردم همتون رو به خدا میسپارم دوستای نازنینم ادامه مطلب [ پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 ] [ 13:58 ] [ فرزاد همتی ]
با سلام خدمت همه ی دوستای گلم امیدوارم که بهتوون خوش بگذره
خوب بگذریم البته باید بگم تو این پست من قصد توهین به هیچ گل دختری رو ندارم هاااااا ولی لجولج بازی شد که این........ دیگه زیاد حرف نمیزنم خودتون برین ببینید خیلی با حاله به خدا خودم خیلی حال کردم راستی یه چیزایی داشت یادم میرفت همشو تا اخر بخونید نظر هم فراموش نشه همتوون رو میبوسم
بابا دخترا ناراحت نشین فقط شوخیه حالا بی جنبه ها نیان تو ادامه مطلب [ سه شنبه هفدهم خرداد 1390 ] [ 13:22 ] [ فرزاد همتی ]
تقدیم به هم کلاسی های عزیزم بچه های سوم کامپیوتر
دلتنگی آمده تا بگوید به یادتان هستم اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستتان دارم حس و حال مرا خودتان میدانین ، آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را خودتان میدانین شما خودتان میدانین چقدر برایم عزیزین ، خودتان میدانین و اینگونه مثل من به عشق دیدنم مینشینین در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردین به چشمانم وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس میگیرد این قلب خسته ام وقتی فکر میکنم به شما را داشتن،با خود میگویم ای کاش که زودتر شما را داشتم شما مرواریدی هستین پنهان در اعماق قلب زندگی ام که زیبا کردی با حضورتان زندگی مرا ، عاشقانه کرده این صحنه بی پایان لحظه های شما را داشتن را دلتنگی آمده تا بگوید همیشه در قلب منین عشق شما در دلم غوغا کرده تا بگویم تا ابد مال منین ناز نگاه شما، هنوز برق نگاه زیبایتان نرفته از روبروی چشمهایم هنوز گرمی دستهایتان ،گرم نگه داشته دستهایم را هنوز احساس میکنم در کنارمین با اینکه شما آنجا مثل من به انتظار آمدن دوباره منین! نفسهایم آمده تا بگوید به عشق شما است که زنده ام احساسم آمده تا بگوید به عشق شما است که این شعر عاشقانه را برایتان نوشته ام...
[ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ] [ 18:1 ] [ فرزاد همتی ]
هنوز مرا دوست داری؟
هر زمان که بخواهی از کنارت خواهم رفت تا بفهمی چه باشم چه نباشم ، عاشقم هر کجا باشم در قلبم خواهی ماند و به عشق تو، با یاد تو، با عکسهای تو، با مهری که از تو در دلم جا مانده زنده خواهم ماند تا زمانی که نفس میکشی ، نفس میکشم به عشق نفسهایت که هر نفس آرامش من است ، هر نفس امیدی برای زندگی عاشقانه ی من است وقتی نیستی گرچه سخت است سرکردن با اشکهایی که میرزد از چشمانم اما این عشق تو است که به من شوق اشک ریختن را ، شوق غم و غصه لحظه های دور از تو بودن ، شوق دلتنگی و انتظار را میدهد این عشق تو است که به من فرصتی دوباره میدهد میترسم ، میترسم ، میترسم ! یک سوال در دلم مانده که میترسم از تو بپرسم! میخواستم بپرسم که : عزیزم هنوز مرا دوست داری؟
[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:22 ] [ فرزاد همتی ]
مادر
آسمان را گفتم:می توانی آیا! گفت نی ،نی هرگز!!! کهکشان کم دارم،نوریان کم دارم، مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم. خاک را پرسیدم می توانی آیا! گفت نی ،نی هرگز!!! بوستان کم دارم،در دلم گنج نهان کم دارم. این جهان را گفتم ،هستی ومکان را گفتم،می توانی آیا! گفت نی،نی هرگز!!! آسمان کم دارم،اختران کم دارم،رفعت وشوکت وشان کم دارم،عزت ونام ونشان کم دارم. آنجهان را گفتم می توانی آیا! گفت نی،نی هرگز!!! باغ رنگین جنان کم دارم،آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم. روی کردم با بحر گفتم او را آیا! گفت نی،نی هرگز!!! بیکران بودن را،بیکران کم دارم ناقص و محدودم بهر این کار بزرگ قطره ای بیش نیم صبحدم را گفتم می توانی آیا! گفت نی،نی هرگز!!! گل لبخندکه روید زلبان مادر به بهار دگری نتوان یافت؛ کردم از علم سوال می توانی آیا! گفت نی،نی هرگز!!! منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم،قدرت شرح وبیان کم دارم در پی عشق شدم تادر آئینه او چهرء مادربینم همه جا پیدا بود.
مادر یعنی:
[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 18:48 ] [ فرزاد همتی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||